انتشار ترجمهی فارسی رمان «شبهای آدم» اثر بیان سلمان
شناسنامه کتاب: رمان «شبهای آدم»، بیان سلمان، مترجمان: بهار بهمنی، ایوب زندی، انشارات: سارات، تهران ۱۴۰۳.
رمان بلند شبهای آدم به قلم بیان سلمان که در ۲۰۱۵ توسط انتشارات اندیشه سلیمانیه به چاپ رسید. این رمان روایتی است از جهان بازماندگان انفال. بهار بهمنی با همکاری ایوب زندی، در سال ۲۰۲۰ ترجمه این رمان بلند را به فارسی آغاز کردند و در ۲۰۲۵ چاپ شد. ترجمهی رمان بلند «شبهای آدم» به مناسبت ۱۶ مارس یادمان انفال حلبچه منتشر و به همهی بازماندگان به جا مانده از انفال تقدیم شد.
بهار بهمنی
بهار بهمنی مترجم کتاب در گفتگو با خبرنگار خانه کتاب کردی گفت: رمان شبهای آدم نوشتهی بیان سلمان، توقف کوتاهی است بر تاثیرات عملیات انفال و هر آنچه که از آن برجای مانده، روایت انسانهای فاجعه دیدهای است که به طور اتفاقی از انفال جان سالم به در بردهاند و جهانی را بازنمود میکنند که بر گفتمان جنگ و ویرانی احاطه دارد. درونمایه این رمان پناه بردن آدمهای فاجعه دیده به خود و تخیلاتشان است که در آن برای ساختن زندگی دوباره امید آفرینی میکنند. عناصر داستانساز این رمان اعم از مکان، زمان، شخصیتها، اشیا، همه بازنمود فضای پساجنگ یا پسافاجعه است. نویسنده در تلاش است با بکارگیری این عناصر، جهانی را در ذهن مخاطب بازآفرینی کند که به درک این فاجعه بیانجامد. کاراکترهای این داستان عمدتا بازماندههایی هستند که نه تنها شاهد کشتار بودهاند و خانواده و افراد زندگی خود را در این نسل کشی بزرگ از دست دادهاند بلکه از ماهیت درونی و هوشیاری انسانی خود جاماندهاند. فروپاشی روانی و هویتی یکی از ملموسترین ویژگیهای شخصیتهای این داستان است که به دنبال یافتن مأمنی برای مرور آنچه که بر آنها گذشته است، هستند. عمده شخصیتهای این رمان فاقد نام و هویت مشخص هستند، که یکی از استراتژیهای نویسنده برای نشان دادن فروپاشی درونی کاراکترها است. شخصیت محوری داستان مردی است که از آنچه در جهان متن داستان استنباط میکنیم از خانوادهای متمول بوده که در شهری دیگر ظاهرا دانشجو بوده و چون در زمان انفال در زادگاه نبوده، زنده میماند، اما تمام خانواده را در انفال از دست میدهد و چون دانشآموخته رشته ساختمان بوده، به کوهها پناه میبرد و خانهای برای خود میسازد و در آن روزگار بسر میبرد، تا اینکه با آمدن زنی به نام سکینه که او نیز به اتفاق دو دختر و خواهر و دخترانش از انفال گریخته بودند، زندگی وی تحت تاثیر عواطف انسانی قرار میگیرد.
او که فکر میکرد نیرویی به نام عشق برای همیشه در دنیای زندگی آنها نیست و نابود شده، به سبب تولد عشقی در درونش به سکینه، خانه خود را رها میکند تا سکینه به همراه پنج زن دیگر در آن خانه پناه گیرند. او خود را به نام استاد به آنها معرفی میکند و در انتظار پاسخ سکینه به عشق وی از آنها خداحافظی میکند و به مکانی دیگر میرود و خانهای دیگر میسازد که بزرگتر و مجهزتر از خانه سکینه میشود و مأمن تمام رهگذران سرگشته و آواره از انفال میشود.
بەیان سەلمان
بیان سلمان تلاش میکند با استراتژیهای روایی اعمالی در این داستان، سرگشتگی و فروپاشی کاراکترهای داستان را نشان دهد. بعلاوه دو خانه ای که توسط کاراکتر محوری رمان یعنی استاد/جناب آدم خلق شده، مکان داستان جغرافیای انفال شده است که تبدیل به برهوتی خشک و خالی از هر موجود زندهایی است. زمان رمان، دوران پسا فاجعه یا بعد از انفال است.
ایوب زندی
کاراکترها جملگی فاجعه دیده و از شاهدان و آسیب دیدگان انفال هستند. اشیا و ابزار نشان دهندهی زندگی بدوی و پساجنگ است، چون هر آنچه داشتند را در انفال از دست دادهاند. با اعمال چنین عناصر داستانسازی هدف نویسنده خلق جهانی است که غایت ویرانی است اما در پس چنین جهان به تاراج رفتهای امید و عشق را وارد میکند که نشان دهد انسان به عشق جاری است. نیرویی که نجات دهندهی بشر در اعماق ویرانی است.